سال گذشته سال بسیار خوب و با برکتی بود چون در همان اوایل سال پسر خاله ی من زیر تریلی ۱۸ چرخ رفت و له شد. ما هم به مجلس ترحیمش رفتیم شام خوردیم،خرما،میوه و حلوا خوردیم و چند تا عکس هم گرفتیم و بسیار خوش گذشت. من در سال گذشته خیلی خیلی درس خواندم ولی با این حال نتوانستم قبول شوم و به همین جهت مرا از مدرسه با اردنگی(به قول ناظممون اردددنگ)به بیرون انداختند.خواهرم می گوید تو تلاش می کنی و درس می خوانی اما فقط یه کم خنگ هستی ولی اصل تلاش است که تو کردی.پدرم بعد از این که دید من توانایی درس خواندن ندارم مرا به مکانیکی فرستاد تا کار کنم.استاد مکانیکی هر روز مرا فلک می کرد و گاهی اوقات که حس و حال فلک را نداشت من را به زمین می بست و با ماشین مشتری ها از رویم رد میشد(دنده جلو و عقب).در سال گذشته عمه ی من و شوهر عمه ی من خیلی خیلی از هم طلاق گرفتند.عمه ی من خیلی خیلی حامله است و برای همین پدر بزرگم می گوید که بچه اش یا پسر است یا دو قلو. ولی من هیچ نمی گویم چون می دانم بچه با این اندازه ها از هیچ جای عمه ام در نمیاید.ما در سال گذشته به شمال رفتیم. این بهترین مسافرتی بود که پدرم تاکنون مارا برده بود.چون تا قبل از این هیچ وقت مارا به مسافرت نبرده بود.ما در راه شمال بسیار چپ کردیم.و پدرم میگفت به قول معروف من میچیچم ولی نمی دانم چرا جاده نمی پیچد.در طول راه من و شوهر خاله ام همش دعوا می کردیم و خوش می گذراندیم.یک بار هم خواهرم دستش را از ماشین بیرون اورد تا پوست تخمه اش را بیرون بریزد که یه هو یه کامیون دستش را از بازو کند و ما بسیار خندیدیم.ما برای ناهار به اکبر جوجه رفتیم البته من موفق نشدم اکبر اقا را ببینم ولی پدرم که قبلا دیدتش می گوید که خیلی جوجه است.سال گذشته عیدی زیاد گرفتم ولی پدرم همه اش را از من گرفت و رفت یک انتن ماهواره گرفت که عامل فساد است
.پدرم همش میشیند پای ماهواره و از این شو های بی ناموسی میبیند و بشکن میزند.(به قول مامانم از این شو ها که عین کرم میلولند تو هم)..با تشکر از دبیر محترم انشا جناب استاد...
که اجازه دادند انشایم را بخوانم.
روزی جمعی از بزرگان شهر نزد شیخ شهر امدند.گفتند یا شیخ مدت قلیلی است در شهر و از برای دختران شلوار کوتاه رایج گردیده است.حرفی در مذمت این شلوار بگو تا دختران دیگر از ان استفاده نکنند.شیخ با نگاهی عاقل اندر سفیح ، به انان گفت ای برادران اگر دنیا را در دستانم بگذارید که حرفی بزنم هرگز این کار را نمی کنم که شلوار کوتاه را بسی فایده است.یک ان که نگاه پسران به پایین می افتدو انها سر به زیر می شوند در نتیجه از تیر شیطان در امان اند دو انکه حواسشان به چاله چوله های کف خیابان است و احیانا کمتر به زمین می خورند.چنان که پدر بزرگ من می فرمود:
الا ای دختر کوتاه شلوار * برای حفظ من از شر شیطان * کمی از کوچه ی ما هم گذر کن

سوسول بازی..پ.ن۱:فواید عمل نکردن شما دخترا ایناس که می گم:
۱)تو خیابون دیگه کسی مزاحمتون نمیشه...۲)جمعیت کشورمون کم میشه۳)بعدشم تو خیابون به پسرا میگین:((جوون))پسره می گه:((ایش!!!))شما میگین:((شماره بدم میگیری جیگر:((پسره میگه خانوم مزاحم نشو مگه خودت پدر برادر نداری؟؟؟))...۴)راحت میتونید ادامه تحصیل بدین.
پ.ن۲:ولی خودمونیما اون لباس سفیده عجب جیگریه من نگاش میکنم یه طوریم میشه
..
همیشه من یه هفته قبل از دوستیم با یه دختر اینجوریم
به قول بلک کتس:((هی خانوم کجا کجا؟؟با ما اینجوری نباش))..البته اگه تو چت گیرش بیارم به قول فرامرز آصف میگم:((جونی جونی ایگنورم نکن..ای جونی جونی ایگنورم نکن))
.بعد یه هفته به قول شهرام صولتی میگم:((الهی قربونت برم که هیچکسی مثل تو نیست..الهی قربونت برم الهی قربونت برم..))
که البته خدا نکنه...![]()
تو پرانتز میگم اون حرکات مسخره ی شهرام رو هم عین خورش در میارم
یعنی دستامو عین الاغ دراز میکنم بعدم عین برف پاکن پیکان جوانان تکونش میدم..بعد یه ماه به قول استادددددددد!!!
شادمهر عقیلی میگم:((عمرا اگه لنگمو پیدا کنی))
که انصافا راستم میگم و حرفی است به جا که((لا یکنّ شیٍ مخلوقاََ))!!...بعد دو ماه به قول شهرام صولتی میگم:((تمومش می کنی یا نه تمومش می کنی یا نه منم مثل خودت خستم...پشیمونم که دل بستم))![]()
یعنی یه جورایی برو خونه بابات عزیزم
...
سوسول بازی~~~~>پ.ن:چرا گفتم استاد شادمهر ؟؟ها؟؟چون خانوم جدیدم طرفدار استاد شادمهره![]()
![]()
اینم چند تا جک باحال و جدید که جیگرتون حال بیاد:
۱)ترکه تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند بشه.به بغل دستيش ميگه : آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار![]()
![]()
۲)خر بالدار تاحالا ديدي؟ صد درصد نه.پس خيال پرواز رو از سرت بيرون كن
...
این تلفظ دقیق حرفش بود( beshem tohmate jensi mizani)![]()
..منم دیم اوضاع خیلی خیطه فقط به خدا پناه بردم..
(یعنی یه جورایی فرار کردم).حالا یه سوال اجتماعی
به نظرتون مقصر این کارهای ضائد توی جامعه کیه؟؟ها؟؟
اینم دو تا جک بامزه:
به مگسه می گن زمستونا کجایی؟؟؟مگسه می گه حالا تابستونا که هستم خیلی رفتارتون باهام خوبه که زمستونا هم بیام
؟؟؟
ترکه از دکتر البراده ای رییس اژانس انرژی اتمی میپرسه..خداییش تو دکتری یا خالی می بنده..البراده ای می گه دکترم...ترکه می گه جونه من؟البراده ای می گه اره بابا به خدا دکترم..ترکه می گه دروغ گو اگه دکتری پس چرا تو اژانس کار می کنی؟؟![]()
بعد از اینکه اقای پلیس رفت داشتم با خودم می گفتم خاک تو سرش که نفهمید این سازه نه اسلحه ولی امشب فهمیدم حق داره. چون موسیقی توی این کشور کشته شده. بیچاره کجا ساز دیده؟ تو تلوزیون یا رستوران؟
نویسنده و نمایش نامه نویس و طراح لباس و ...:خودم
با هنر نمایی عباسه اقا مصطفی و حضور استاد ارجمند خودم..
نمایش نامه:اقا منو دوستم هر چی مخ دختر می زنیم گندش در میاد.مثلا یه بار من جلو دختره میگوزم.یه بار جوراب دوستم بوی سگ وحشی میده یا یه بار دیگه میبریمش رستوران پول نداریم یا یه بار دیگه که موفق میشیم دختره یه دفعه قاطی میکنه.یا اینکه دختره اصلا پا نمی ده و میرینه قده ما دوتا. دیگه بار اخر که همه چی ردیف میشه تو اون ثانیه های اخر پلیس می گیرتمون. اخر فیلم که دیگه ما ناامید میشیم از بیچارگی (ببخشینا)کو....ن همدیگه میزاریم..
دوست استاد گلپا در تیم منچستر دستی دارد.ایشان برای بعضی از بازیکنان این تیم چند اواز از استاد را گذاشته اند. این مساله باعث علاقه ی این انگلیسی زبانان به موسیقی ایرانی و استاد گلپا شده است.پجالب است !انان که اصلا زبان ما را نمی دانند علاقه مند شده اند در عوض بعضی از هم زبانان ما را به خاطر گوش دادن اواز سنتی به سخره می گیرند.


